|

چه کنم که دوستت دارم؟ چه کنم که برام عزیزترینی؟
چه کنم که نفرین کردنت هم برام ناممکنه؟ چه کنم که بی وفاییت هم برام شیرینتر از وفای دیگرونه!
چه کنم؟ چه کنم؟
تو می ری... می ری و این رفتنت برات یه شروع تازه ست... آره... غروب تو توی زندگی من٬ یه طلوع جدید توی زندگی خودته...
و من به دیدن این طلوع زیبا از دور هم قانعم....
مدت هاست در انتظار وصالتم.... اما.... روزگار چیز دیگه ای برای من رقم زد.... جدایی.... دوری....
می گن دوری عشقای کوچیک رو از بین می بره و عشقای بزرگ رو بزرگتر می کنه٬ درست مثل باد که شعله های کوچیک رو خاموش و شعله های بزرگ رو شعله ورتر می کنه...
برو... برو به سوی خوشبختی.... منم همیشه از دور برات دعا می کنم....
به همون خدایی می سپارمت که عشقت رو تا ابد به من سپرد....
همیشه دوستت دارم....
|