|
عطر بارون

نمی دونم از کدوم ستاره می بینی منو؟
چشماتو می بندی و دوباره می بینی منو
پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام
خیلی خسته م باورم کن! دنیا زندونه برام...
توی کوره راه چشمام عطر بارون٬ بوی سیبی
واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده موندنی
می دونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها
کاش می شد با یه اشاره ی تو آزاد می شدم
با تو ام که گفته بودی غصه هام تموم می شن
پس کجایی که بیایی منو بگیری از خودم
ناجی ترانه هام! منو به واژه ها ببخش!
این حقیرو به سخاوت شب و دعا ببخش!
|